شير على خان لودى

162

تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )

اگر بيند كه آب يخ مىخورد ، شادى بود . اگر بيمارى رعد و باران بيند ، شفا يابد ، و اگر وام‌دار بيند ، وام گذارده شود ، و اگر محبوس بيند ، از حبس خلاص يابد . اگر سيل بيند ، دليل غم و دشمن صعب باشد ، امّا اگر از آن به سلامت بگذرد ، از دشمن رهايى يابد ، و جميع آبها همين حكم دارد . باد اگر به قوّت بيند ، دليل ترس و اندوه باشد ، خصوص كه با آن تاريكى و گرد بود . و اگر بناها خراب كند و درختها بركند ، دليل مصيبت بود در آن ولايت يا آبله و حصبه يا طاعون پديد آيد ، نعوذ باللّه منها . و اگر باد بىفزع و تاريكى و غبار باشد ، دليل نيكويى و صفاى عيش بود . اگر روشنى بيند بىآتش ، علامت راه يافتن در دين بود . تاريكى به ضدّ آن بود . و اگر نور يا آتش زبانه زننده بيند ، جنگ و خصومت بود ، و اگر بىزبانه بود ، طاعون و برسام . دود ، علامت جنگ و فتنه باشد ، امّا اگر بيند كه از آسمان بر زمين مىآيد ، اثر آن بيشتر باشد . و اگر آتش افروزد و چيزى برد ، منفعت يابد . و اگر جامه سوخته شود ، به اندازهء آن به عضوى مضرّت رسد . و اگر آتش بردارد ، مال حرام يابد . قوس قزح ، دليل فراخى سال بود و فرح از غم . ديدن صاعقه ، توانگر را دليل درويشى بود و درويش را وسعت معيشت . ديدن آسمان ، نشان رفعت و بزرگى باشد . و اگر بيند كه در آسمانها مىرود ، سفرى روى دهد و بزرگى يابد . و اگر از آسمان افتد ، گناهى كند بزرگ . اگر از آفتاب روشنى خوب بيند ، حال او نيكو شود . و اگر در پيش آفتاب ابر و تاريكى بيند ، غمناك گردد . چون ماه را در كنار يابد يا در خانهء خود بيند ، زنى نيكو به دست آيد ، و تاريكى ماه به ضدّ آن باشد . اگر زن بيند كه ماه در كنار او فرود آيد ، شوهرش بزرگى يابد يا شوهرى بزرگ مر او را به دست آيد . و در كتب تاريخ به روايت صحيح آمده كه چون پيغمبر ( ص ) قلعهء خيبر بگشود و صفيّه ( ر ض ) را براى خود اختيار فرمود ، بر روى او جراحتى ديد ، از سبب آن پرسيد ، صفيّه گفت : شبى به خواب ديدم كه ماه از آسمان جدا شد و در كنار من آمد ، از خواب درآمدم و آن واقعه با شوهر تقرير كردم ، طپانچه بر روى من زد و گفت كه : مىخواهى محمّد بر ما دست يابد و تو در كنار او باشى ، اين اثر آن طپانچه است . اگر ستارگان را مجتمع و روشن بيند ، كار بزرگان آن ولايت منظّم شود ، و اگر مجتمع و تاريك بيند ، به ضدّ آن . عنوان هفتم ، در آثار سفلى - اگر بيند بر زمين بنائى مىكند ، دستگاهى يابد كه بدان كار دنيا بسازد يا علمى كه به كار دين آيد . لرزيدن زمين ، آفتى بود از جانب پادشاه . و اگر بيند كه زمين مىكند و خاك آن مىخورد ، مالى به مكر و حيله حاصل كند . اگر بيند كه او را در زمين پنهان مىكنند ، دليل مرگ بود يا دور افتادن از وطن . و اگر بيند كه زمين مىكند و آب بيرون مىآرد ، معيشت حلال بر وى گشاده گردد . ديدن صحراى معروف ، سفر نزديك . ريگ چون اندك بيند ، مال يابد ، و چون بسيار بيند ، مشغولى خاطر بود . اگر خويشتن را بر سر كوهى بيند ، بر پادشاهى